021-22144470-71 98+ info@bilangozareshgar.ir

استاندارد بین المللی گزارشگری مالی و ریسک عدم کشف حسابرسی قسمت دوم

ریسک عدم کشف حسابرسی

ریسک عدم کشف حسابرسی :

ریسک عدم کشف حسابرسی یکی از ریسک‌های حسابرسی است که وقتی رخ می‌دهد که روش‌های موسسه حسابرسی نتوانند اشتباهات یا اظهارات غلط در صورت‌های مالی را کشف کنند. این نوع ریسک بخشی از ریسک حسابرسی بوده و جزو مسئولیت‌های حسابرس‌ها است. حسابرس‌ها برای کاهش ریسک عدم کشف، می‌توانند از افزایش رویه‌ها و آزمایش‌های حسابرسی استفاده کنند. به این فرآیند افزایش حد آزمایش گفته می‌شود که در نهایت، دقت بررسی‌ها را بهبود می‌بخشد و احتمال وجود اشتباهات کمتر می‌شود. موسسات حسابرسی و به‌ویژه حسابرسی داخلی، این اقدامات را برای اطمینان از صحت و دقت صورت‌های مالی به کار می‌گیرند تا ریسک عدم کشف را به حداقل برسانند.

اندازه گیری بر اساس ارزش های منصفانه

از دیدگاه زیربنایی استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی،تاکید بر ارزش های منصفانه است. این استانداردها قصد دارد تا استفاده از ارزش های منصفانه را جایگزین مبنای بهای تمام شده تاریخی کند.

استانداردهای بین المللی حسابداری شماره 16 (IAS16)

برای اموال،ماشین آلات و تجهیزات استفاده از ارزش های منصفانه را مجاز می داند.

طبق این استاندارد،تجدید ارزیابی دارایی ها به ارزش های منصفانه الزامی است.

استانداردهای بین المللی حسابداری شماره 38 (IAS38)

ملزم به تجدید ارزیابی دارایی های نا مشهود به ارزش های منصفانه می کند.

استانداردهای بین المللی حسابداری شماره 39 (IAS39)

استفاده از ارزش های منصفانه را برای سرمایه گذاری ها به غیر از وام ها،حساب های دریافتنی،اوراق بهادار قابل نگهداری،تا سر رسید و موارد خاص الزامی می کند.

در استانداردهای بین المللی شماره 3 ( 3IFRS )

با عنوان،”ترکیب های تجاری” جازه شناسایی دارایی های احتمالی به ارزش های منصفانه را زمانی که صادر می کند بطور منطقی و قابل قبولی قابل برآورد باشند صادر می کند.

یکی از کارکنان هیأت استانداردهای حسابداری مالی بنام جانسون (2005) اظهار می کند که هیأت مذکور استفاده گسترده از ارزش های منصفانه را در پیش گرفته است.

زیرا معتقد است اطلاعات تهیه شده بر مبنای آن،برای سرمایه گذاران و اعتباردهندگان نسبت به اطلاعات بهای تمام شده تاریخی مربوط تر هست.

چنین معیاری نه تنها وضعیت مالی فعلی واحد گزارشگر را بهترمنعکس می کند.

بلکه ارزیابی عملکرد گذشته و چشم انداز آتی آن را تسهیل می کند.

یافته های گسن و شودر(2010) نشان می دهد ارزش های منصفانه بدست آمده بر اساس اطلاعات بازار فعال درتصمیم گیری مفید هستند ولی زمانی که در تصمیم گیری مفید نخواهند بود بر اساس مدل های ریاضی جایگزین برآورد می شوند.

از بعد گزارشگری مالی،موضوع اندازه گیری و افشای اطلاعات ارزش های منصفانه بسیار هائز اهمیت است.

حسابرسان نیاز به درک قواعد و رویه های حسابداری مرتبط با ارزش های منصفانه شامل افشای اطلاعات و بیان ملاحظات مناسب در مورد کابرد آن ها را دارند.

تجربه های اخیر بحران ها و مشکلاتی را در بازار های مالی نشان می دهند.

که ناشی از ارزیابی ابزار های مالی بر اساس ارزش های منصفانه در زمانیکه اطلاعات بازار در دسترس نیست یا کسب اطلاعات کافی دشوار است.

موضوعات زیر برای تهیه کنندگان و حسابرسان در مورد برآوردهای حسابداری بر اساس ارزش های منصفانه بسیار مهم هستند:

_برآورد های حسابداری ارزش منصفانه بر حسب ارزش ی معامله جار ی یا شرایط موجود یک قلم در صورت های مالی در تاریخ اندازه گیری اظهار می شوند.

_نیاز به یکی کردن قضاوت ها درباره مفروضات مهمی که ممکن است توسط دیگران مانند کارشناسان به کار گرفته شده توسط شرکت یا حسابرس اعمال شود.

_در دسترس بودن اطلاعات مربوط به ارزش های منصفانه و قابلیت اتکای آن اطلاعات.

_انتخاب و مناسب بودن مدل ها و فنون برآورد ارزش های منصفانه

_نیاز به افشای مناسب اطلاعات در صورت های مالی در مورد مدل های اندازه گیری و عدم اطمینان ها،به ویژه هنگامی که بازار های فعالی وجود ندارند(هیأت استانداردهای حسابرسی  و اطمینان بخشی،2008)

در شرایط کنونی بدست آوردن اطلاعات مرتبط و قابل اتکا در مورد ارزش های منصفانه، از مهم ترین چالش هایی است که تهیه کنندگان اطلاعات مالی و به تبع آن ها حسابرسان به آن ها رو به رو هستند.

ماهیت و قابلیت اتکای اطلاعات در دسترس مدیریت برای حمایت از برآوردهای حسابداری انجام شده .

بر اساس ارزش های منصفانه به شدت تغییر می کند که این موضوع بر روی درجه عدم اطمینان برآورد های مبتنی بر ارزش های منصفانه اثر می گذارد.

زمانی که بازار های فعال وجود ندارند،قیمت های بازار در دسترس نخواهد بود.

بنابراین برآوردها باید بر اساس سایر اطلاعات صورت گیرد.

مانند استفاده از مدل ها،که تعدادی از ورودی های این مدل ها غیر قابل مشاهده هستند.

لذا درجه عدم اطمینان افزایش یافته و بر روی ریسک تحریف با اهمیت صوزت های مالی توسط صاحبکار تاثیر می گذارد.

حسابرسی مبتنی برخطر چه مزیت هایی را برای شرکت به همراه دارد؟

حسابرسی مبتنی برخطر چه مزیت هایی را برای شرکت به همراه دارد؟

حسابرسی مبتنی بر خطر به دلیل ماهیت عملکردی خود، مزایای متعددی برای شرکت‌ها فراهم می‌آورد که برخی از آن‌ها در زیر آمده‌اند:

  1. انعطاف زمانی در اجرای حسابرسی: در حسابرسی مبتنی بر خطر، رویه‌های ارزیابی خطر می‌توانند پیش از آغاز حسابرسی دوره مالی انجام شوند. این رویه‌ها که شامل بررسی دقیق معاملات و مانده‌ها نیستند، می‌توانند در صورت عدم پیش‌بینی تغییرات اساسی، پیش از پایان دوره مالی اجرا شوند. این امر نه تنها فشار کاری کارکنان موسسه حسابرسی را کاهش می‌دهد، بلکه به مشتریان فرصت می‌دهد تا به نقاط ضعف شناسایی‌شده پاسخ دهند.
  2. تمرکز حسابرسی بر خطرهای مشخص: رویه‌های حسابرسی بر اساس خطرهای ارزیابی‌شده طراحی می‌شوند. بنابراین، می‌توان برخی از آزمون‌های کلی را که ضرورتاً برای بررسی همه خطرها نبوده‌اند، حذف نمود و به حسابرسی داخلی متمرکزتری دست یافت.
  3. شناخت کنترل داخلی: شناخت دقیق از کنترل‌های داخلی به حسابرس کمک می‌کند در مورد آزمون اثربخشی این کنترل‌ها تصمیم بگیرد. برخی آزمون‌ها که هر سه سال یک‌بار انجام می‌شوند، نیاز به جزئیات کمتری دارند و این شناخت به موسسه حسابرسی کمک می‌کند که زمان و منابع کمتری صرف این آزمون‌ها شود.
  4. تمرکز بر مناطق حساس: با داشتن شناختی کامل از بخش‌هایی که احتمال خطر تحریف بااهمیت دارند، تیم حسابرسی می‌تواند تمرکز خود را بر این مناطق قرار دهد و بهره‌وری حسابرسی داخلی را افزایش دهد.
  5. ابلاغ نقاط ضعف به مدیریت: در صورتی که حسابرس شناخت جامعی از کنترل داخلی شرکت داشته باشد، می‌تواند نقاط ضعف موجود را شناسایی و به مدیریت شرکت ابلاغ کند، که این امر به بهبود فرآیندهای مالی و افزایش اعتماد به موسسه حسابرسی می‌انجامد.

چالش‌های حسابرسی ارزش‌های منصفانه در بازارهای غیر‌فعال

در شرایطی که بازار فعال برای دارایی‌ها یا بدهی‌ها وجود ندارد، حسابرسان با چالش‌های جدی‌تری در ارزیابی ارزش‌های منصفانه مواجه می‌شوند. نبود داده‌های قابل مشاهده و اتکا، حسابرسان را مجبور می‌سازد از مدل‌های ارزش‌گذاری پیچیده استفاده کنند که خود مستلزم مفروضات حساس و قضاوت‌های حرفه‌ای است.

از جمله چالش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • عدم دسترسی به داده‌های بازار قابل اتکا: در بازارهای غیر‌فعال یا در شرایط بحرانی، قیمت‌های مبادله‌ای قابل اتکا در دسترس نیست و حسابرسان ناچار به استفاده از اطلاعات جایگزین هستند.

  • افزایش ریسک تحریف با اهمیت: زمانی که ارزش‌های منصفانه بر اساس مدل‌های داخلی شرکت برآورد می‌شود، ریسک تحریف به علت منافع مدیریتی یا سوگیری‌های داخلی افزایش می‌یابد.

  • نیاز به ارزیابی تخصصی و استفاده از کارشناس مستقل: در چنین شرایطی، حسابرسان ممکن است نیاز به بهره‌گیری از کارشناسان مالی مستقل برای بررسی صحت مفروضات و مدل‌ها داشته باشند.

  • افشای کافی و شفاف در صورت‌های مالی: لازم است اطلاعات مربوط به مدل‌های ارزش‌گذاری، حساسیت نتایج به مفروضات، و میزان عدم قطعیت موجود به طور شفاف در یادداشت‌های توضیحی افشا شود.

در نتیجه، در شرایط نبود بازار فعال، ریسک عدم کشف حسابرسی می‌تواند به‌طور قابل توجهی افزایش یابد و حسابرسان باید اقدامات جبرانی دقیق‌تری طراحی کنند تا کیفیت گزارش‌های مالی حفظ شود.

جمع بندی ریسک عدم کشف حسابرسی

در نهایت، ریسک عدم کشف حسابرسی و روش حسابرسی مبتنی بر خطر با تمرکز بر ارزیابی و مدیریت ریسک‌های مرتبط با گزارش‌های مالی به حسابرسان این امکان را می‌دهد که بهره‌وری و دقت عملیات خود را افزایش دهند. این نوع حسابرسی با توجه به ماهیت پویا و حساس خود، این فرصت را فراهم می‌کند که حسابرسان منابع و زمان بیشتری را به نقاط حساس و پرریسک اختصاص دهند، در نتیجه احتمال کشف تحریف‌ها و اشتباهات افزایش می‌یابد. افزون بر این، فرآیند شناسایی و ابلاغ نقاط ضعف کنترل داخلی به مدیریت، به بهبود فرآیندهای مالی و افزایش اعتبار گزارش‌های مالی کمک می‌کند.

به طور کلی، حسابرسی مبتنی بر خطر نه تنها باعث انعطاف بیشتر در اجرای رویه‌های حسابرسی می‌شود، بلکه با شناخت و تمرکز بیشتر بر خطرهای مشخص، به بهره‌وری و دقت بیشتری در فرایند حسابرسی منجر می‌شود.

[post_grid id=”18924″]

دیدگاه ها (0)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *